هوالصبور
السلام علیک یااباصالح
لال شدم ازحرف زدن ازنوشتن
وقتی عده ای چشمشونورو واقعیتهابستن روخداوقیامت بستند همیشه در روز جارینیست روز بعدیی هم هست حساب وکتاب هم هست .
من هرشب که سربه بالش میزارم خودموبخاطرخیلی چیزهاسرزنش میکنم امانمیگذرم ازآدمهایی که دریای خون راه انداختندوروش جولان دادند
جان عزیزی داشتیم که در راه حضرت دوست فنا شد اما راهش عملش ونامش به کوری چشم منافقان وخیانتکاران تاهمیشه زنده است
عده ای گرگ لباس میش پوشیده اندونمیدانم درازای چقدراینهمه داغ جگرسوز بردلمان گذاشتند
خداوندتاوان ظلم راهمین جاتلافی می کند.
خداوند در کمینگاه ستمکاران است
برچسب:
نویسنده: روژان شاکری