السلام علیک یااباصالح
سلام بهترینم
دوباره به مهربونیهاتون طمع کردم.
میدونین آقاجان ؟!
پدرم کسی نیست که بتوانم راحت فراموشش کنم
به هرکجانگاه می کنم یه خاطره ازش موج می زنه
توبرگ درختا کناررودخونه وتوصدار آب
صدای اذان
هرچی که ادم فکرشوبکنه
گاهی فکرمی کنم نه...باباهنوزهست
الان که صدای دروازه اومدحتمابابااومد
بهارمیشه یه جور
تابستون یه جور
پاییزوزمستون یه جور
نمی تونم بگم کدوم فصل بیشتر
چون باباتلفیقی ازفصلهابود
می ترسم عطربابا ردپای بابا رسم باباتوتوفضای جنگل گم بشه
چون بیشترین خاطره هاقشنگ ترین خاطره هارواونجاباهم ساختیم
اقامیدونین کجای کارم گیردستهای مهربون شماست
میدونین به لطف نگاهتون چقدرمحتاجم
اجازه بدین شماروداشته باشم اجازه بدین حضورتون نگاهتون کرامت تون بهترین یادگاری, ازبابامباشه وهمیشه بمونه برام
برچسب:
نویسنده: روژان شاکری