السلام علیک یااباصالح
چه حس خوبی داره وقتی دمپایی های باباروپام می کنم
یاوقتی تنهاپیراهن یادگاری شوبومی کنم
امروزیه سررفتم پیش بابایی
مثل همون وقتهاچشمش که به من افتاداشک توچشماش حلقه زد
توقع نداشت بهش سربزنامامگه بابام یادم میره ؟!
فقط یادم رفته بودتابستون وپاییزامسال روفقط باخاطره هاش سرکردم.
روحت شادباباجون
خدایامواظب بابام باش
برچسب:
نویسنده: روژان شاکری