خرید بک لینک
به نام زیبای جاودانه

السلام علیک یااباصالح

امشب سری به کتابخونه ی شخصی مون زدم

چشمم افتادبه سررسیدهایی که لحظه های تلخ وشیرین زندگیموتوشون نوشتم

شعرهام نامه های بی جوابم به امام زمان...

نه یکی نه دوتا یه ردیف پرازدلنوشته هام

اوتاشونوآوردم پایین بازشون کردم رفتم به روزهایی که باباداشتم

روزهایی که هنوزخمارمستی عشق بودم

تموم پیامهای اون روزهای لیلی روهم تویکی نوشته بودم

چه روزهای خوبی!

سخت ولی پرمعنا

یاد"عباس هم افتادم"که اون روزهاهمیشه میدیدمش

روزی که عباس پرکشیدروزسختی بود(خدابه مادرش صبربده).

کاش میشدگاهی وقتازندگی رومثل این سررسیدورق زد

ازروزهای تلخش گذشت...

امروزمهنای عزیزم رودیدم وداداشموکه چقدرموهای سرش سفید شده.

چقدرتونگاهش اندوه تلخ جاری بود

باباهمیشه نبودی

چه اون وقتاکه به آغوش گرمت محتاج بودیم وچه حالاکه به تکیه دادن به کوه وجودت

این روزهاهم میگذرن هرچندتلخ وپرازاندوه

خدایایادم بده چیزی بیشترازظرفیتم ازتونخواهم

یادم بده بیشترازتوانم باری برندارم

کمکم کن جزتونخواهم وبه آنجه که سهم من نبوده دست درازی نکنم.

برچسب: نویسنده: روژان شاکری تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 19:46

صفحه بندی